از فرودگاه برمیگردم
کلید درو میندازم ........
چه سکوت تلخ و کشنده ای !!!! انگار تو عمرم همچین سکوتی حس نکرده بودم
خودمو به اون راه میزنم
یه خونه منفجر شده ،میز صبحانه ای که با عجله خورده شده بود رو جمع میکنم..
لباسهایی که باعجله پوشیده و نپوشیده دور خونه ریختن ...
ظرفای توی ماشین ..
ولی کمه!!!!! جواب نمیده
قصد گریه و خودزنی ندارم !!!پس میشینم پای نت تا دلمو خالی کنم
خالی کنم برای 14 روز سرنوشت سازی که به تک تک لحظه هاش احتیاج دارم
صفحه که باز میکنم اس ام اس میاد ...
((دوستت دارم ، مواظب خودت آبجی کوچیکه و داداش بزرگه ...
ما را در سایت آبجی کوچیکه و داداش بزرگه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 13:16